تبليغاتX
دنیای من
آرزويي در سر نمي‌شكفد مگر آنكه توان برآوردنش نيز به تو ارزاني شده باشد، آرزومند را اما كوششها بايد!

مريم خاتون ملك آرا، اولين بيمار تراجنسيتي (ترانسكشوال) است كه فتواي جواز تغيير جنسيت را از امام خميني (ره) گرفت و هم‌‏اكنون نيز متولي دو كميته و  NGO حمايت از بيماران تراجنسيتي است، مي‌‏گويد: من قبل از عمل، شوخي تلخ طبيعت بودم و بعد از عمل يك شاهكار خلقتم. منظور از "من" , من نوعي است كه مي‌‏فرمايد: چون گل صد برگ ما را بو يكي است.

وي مي‌‏افزايد: شرح مصيبت بسيار گفته شده است، اما من اصرار دارم كه مردم و به خصوص خانواده‌‏هاي جوان با پديده تراجنسيتي بيشتر آشنا شوند تا بتوانند به اين بيماران كمك كنند. پديده تغيير جنسيت يا بهتر بگوييم تعيين جنسيت, به يمن معرفت امام خميني (ره) , بنيانگذار جمهوري اسلامي, در ايران نهادينه و قانونمند شده و بيماران تراجنسيتي و خانواده‌‏هاي آنان مي‌‏توانند از هر نوع حمايت رسمي و قانوني نهادهاي مربوط در وزارتخانه‌‏هاي مربوط بهره‌‏مند شوند.

ملك‌‏آرا، در خطاب به برخي از مسوولين و كساني كه درك صحيحي از اين مشكل ندارند و حل آن را اولويت نمي‌‏دانند, گفت: پس چه شد سفارش‌‏هاي مرحوم حضرت امام (ره) در مورد امثال من, كه مشكلات چنين بيماراني بايد هر چه زودتر حل شود و سفارش ايشان مبني بر اينكه "تغيير جنسيت با تجويز طبيب مورد اعتماد" اشكال شرعي ندارد.

ملك‌‏آرا در ادامه مي‌‏افزايد: چون مسوولين امر به اين نتيجه رسيده‌‏اند كه به دليل مخالفت‌‏هاي مختلف برخي ديگر از مسوولين, نمي‌‏شود به طور مستقيم به بيماران تراجنسيتي كمك كرد, تشكيل  NGO و جمع‌‏آوري كمك‌‏هاي مردمي براي ساماندهي و حمايت از اين بيماران بسيار اهميت دارد.

اين نظر كه رسيدگي به بيماران تراجنسيتي نبايد در اولويت باشد، اصلاً درست نيست, زيرا براساس نظر متخصصان دامنه تاثير اين بيماري فراتر از يك نفر است و هر بيمار تراجنسيتي در صورت عدم رسيدگي ممكن است بين  200  تا  300  نفر را در اجتماع درگير بيماري خود كند كه اين به شدت به بحران‌‏هاي اجتماعي خواهد افزود.

ملك آرا خطاب به پدر و مادرها مي‌‏گويد: فرزندان تراجنسيتي شما هر چه باشند از شما هستند و پاره تن شما, پس چرا پاره تن خود را انكار مي‌‏كنيد؟ 

از سال  80  به بعد, بحث حمايت از بيماران تراجنسيتي در ايران بعدي جدي‌‏تر به خود گرفته است. در اين مدت كميته حمايت از بيماران داراي اختلالات جنسي در وزارت بهداشت تشكيل شده است.

همچنين براي كمك به بيماران در تهيه كمك هزينه عمل, دولت مبلغي را در اختيار بهزيستي قرار داده تا به صورت وام در اختيار بيماران قرار دهد. بخش آسيب‌‏هاي اجتماعي سازمان بهزيستي تاكنون ده‌‏ها نفر از اين بيماران را تحت حمايت خود قرار داده است.

به همين منظور با دكتر راه‌‏چمني، رييس سازمان بهزيستي تماس گرفتيم تا از جزييات اين كمك‌‏ها اطلاعات بيشتري بگيريم, اما ايشان كه در راس سازمان بهزيستي قرار دارند در اين رابطه ابراز بي‌‏اطلاعي كرد و از هر گونه اظهار نظري خودداري كرد و سپس ما را به دكتر معتمدي، مدير بخش آسيب‌‏هاي اجتماعي اين سازمان ارجاع داد تا نظر ايشان را به عنوان نظر بهزيستي در اين مورد جويا شويم.

دكتر معتمدي، نيز از برگزاري جلسه‌‏اي در همين رابطه در وزارت كشور خبر داد و افزود: در اين جلسه كه با حضور نماينده سازمان بهزيستي, نماينده وزارت رفاه, نماينده وزارت بهداشت و نماينده وزارت كشور برگزار مي‌‏شود, بحث مسووليت واگذاري بيماران اختلالات جنسي و تمركز يافتن آن تحت يك ارگان, بررسي مي‌‏شود.

وي مي‌‏افزايد: ما معتقديم كار ساماندهي و حمايت از بيماران تراجسيتي و ارائه كمك به آنها، بهتر است كه كاملاً به وزارت بهداشت سپرده شود تا اين كمك‌‏ها با انسجام بيشتري ارائه شود.

معتمدي مي‌‏گويد: مهمترين مشكل در بحث حمايت از اين بيماران, كمبود بودجه است. در حال حاضر براي اين كار سالانه  20  تا  25  ميليون تومان بودجه در اختيار بهزيستي قرار مي‌‏گيرد كه اين ميزان در مقايسه با تعداد بيماران بسيار ناچيز است و بهزيستي در عمل نمي‌‏تواند كمك مالي شاياني در اختيار اين بيماران قرار دهد.

وي، با حمايت از اين ايده كه بيماري تراجنسيتي بهتر است در رديف بيماري‌‏هاي خاص قرار گيرد تا بودجه بيشتري به اين بيماران اختصاص يابد, تصريح مي‌‏كند: در اين راه نقش  NGO ها بسيار موثر است و انجمن‌‏هاي غيردولتي مي‌‏توانند با حمايت‌‏هاي خود بيماري تراجنسيتي را در رديف بيماري‌‏هاي خاص قرار دهند.

معتمدي مي‌‏افزايد: وزارت كشور مي‌‏تواند در ارائه پروانه به اين  NGO  ها كمك‌‏هاي خوبي ارائه دهد، اما نمي‌‏توان انتظار داشت كه دولت بودجه‌‏اي را در اختيار اين  NGO ها بگذارد و آنها بايد براي تامين منابع مالي خود به كمك‌‏هاي مردمي رو بياورند

 

مرجع: وبلاگ آهوی خسته

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 17:32  توسط علیرضا | 

سال‌‏ها از زمان صدور حكم تاريخي حضرت امام خميني (ره)، مبني بر مجاز بودن عمل تغيير جنسيت مي‌‏گذرد و در اين مدت علاوه بر بيماران دو جنسي (هرموفروديت), صدها بيمار تراجنسيتي (ترانسكشوال) نيز توانسته‌‏اند با حمايت شرع و قانون، تحت عمل تغيير جنسيت قرار می گیرند.

به گزارش خبرگزاري كار ايران, ايلنا, بيماري تراجنسيتي يا ترنسكشواليسم، به نوعي اختلال جنسيتي گفته مي‌‏شود كه در آن جنسيت جسمي بيمار با جنسيت روحي او در تضاد است و شخص از پذيرش جنسيت ظاهري خود به شدت ناراضي است.

افراد تراجنسيتي (ترانسكشوال) از زماني كه خود را مي‌‏شناسند, قوياً احساس مي‌‏كنند كه به جنسي مخالف تعلق دارند و در قالب جسمي اشتباه به دنيا آمده‌‏اند.

شيوع اين پديده نادر در جنس مذكر بيشتر از جنس مونث است، به طوري كه طبق آمار منتشر شده از سوي سازمان بهداشت جهاني, از هر صد هزار پسر متولد شده يك نفر و از هر چهارصد هزار دختر متولد شده يك نفر، داراي اين اختلال هستند.

بر اساس آمارهاي موجود در سطح جهان, بين  40  تا  60  درصد از اين بيماران به دليل فشار ناشي از تضاد جسم و روح خود, دست به خودكشي مي‌‏زنند و بقيه بيماران نيز يا در صورت امكان تغيير جنسيت مي‌‏دهند و يا به انواع بيماري‌‏هاي رواني، از جمله افسردگي‌‏هاي شديد مبتلا مي‌‏شوند.

تراجنسيتي‌‏ها، از بدو شناخت خود از سنين زير سه سال, رفتارها و گرايشات جنس مخالف را از خود بروز مي‌‏دهند و با وجودي كه هيچ‌‏گونه اختلالي در جسم آنها مشاهده نمي‌‏شود, عميقاً احساس مي‌‏كنند كه در كالبدي اشتباه متولد شده‌‏اند و جنسيت حقيقي آنها با آنچه كه هستند، متفاوت است.

بدين ترتيب پسربچه‌‏هاي تراجنسيتي گرايش به انجام بازي‌‏هاي دخترانه دارند, از پوشيدن لباس‌‏هاي پسرانه متنفرند و رفتاري دخترانه را از خود بروز مي‌‏دهند. دختربچه‌‏هاي تراجنسيتي نيز حركات و رفتارهاي پسرانه دارند و از انجام كارها و بازي‌‏هاي دخترانه امتناع مي‌‏كنند.

اين در حالي است كه خانواده و جامعه همواره از اين كودكان انتظار دارند، نقش‌‏هاي متناسب با جنسيت خود را بپذيرند و آنها را به خاطر انجام حركات و رفتارهاي جنس مخالف سرزنش كرده و تحت فشار قرار مي‌‏دهند. اين فشارهاي بيروني و تضادهاي دروني, بحران‌‏هاي شديدي را در بيمار به وجود مي‌‏آورد.

با بالاتر رفتن سن تراجنسيتي‌‏ها و ورود آنها به مدرسه و اجتماع, اين بحران‌‏ها بسيار مخرب‌‏تر مي‌‏شوند و در دوران بلوغ و رسيدن به تضادهاي خاص اين برهه, آسيب‌‏هاي ناشي از بيماري به اوج خود مي‌‏رسند. به طوري كه پس از سنين بلوغ، بيشتر اين بيماران يا خودكشي مي‌‏كنند و يا به انواع بيماري‌‏هاي حاد رواني, دچار مي‌‏شود.

در اين ميان، با توجه به حاكم بودن فرهنگ مردسالاري و انتظاراتي كه در جامعه از پسران مي‌‏رود, فشارهاي وارد بر پسران تراجنسيتي بسيار بيشتر است و اين بيماران به خاطر فشارها و تضادهاي سنگين ناشي از نارضايتي شديد از جنسيت خود و فشار و آزار خانواده اجتماع, دچار آسيب‌‏هاي شديدتري مي‌‏شوند.

بيماري تراجنسيتي تا اوايل قرن بيستم از لحاظ علمي تعريف نشده بود و پزشكان و روان‌‏پزشكان, آن‌‏را در رديف هم‌‏جنس‌‏گرايي طبقه‌‏‌‏بندي مي‌‏كردند؛ اما تحقيقات بيشتر نشان داد كه تراجنسيتي‌‏ها با وجود گرايش جنسي و عاطفي به جنس موافق و عدم گرايش جنسي به جنس مخالف, با همجنس‌‏گرايي تفاوت عمده‌‏اي دارند.

تفاوت اين دو گروه نيز در اين است كه هم‌‏جنس‌‏گرايان از جنسيت خود رضايت كامل دارند، در حالي كه مشكل اصلي تراجنسيتي‌‏ها جنسيت متضاد آن‌‏ها است. اين تفاوت، محققان را بر آن داشت تا تحقيقات گسترده‌‏اي را در مورد منشاء اين بيماري انجام دهند. آزمايشات ژنتيكي, هورموني و اورولوژي اختلال خاصي را نشان نمي‌‏داد و آزمايشات و روش‌‏هاي مختلف روان‌‏كاوي و روان‌‏درماني نيز راه به جايي نمي‌‏برد. تا اين‌‏كه در سال  1996  پزشكان هلندي با كالبد شكافي مغز  6  بيمار ترانسكشوال دريافتند كه در اين بيماران بخش قدامي (پايانه  BS ) غده هيپوتالاموس مغز كه در برگيرنده خصوصيات جنسيتي انسان است, شبيه به جنس مخالف است.

به عبارتي، جنسيت مغز اين بيماران با جنسيت فيزيكي آنها در تضاد است. اين پزشكان معتقدند كه اين اختلال مغزي در دوران جنيني به وجود مي‌‏آيد و از آنجا كه نمي‌‏توان به اين بخش از مغز دسترسي پيدا كرده و در آن تغييري به وجود آورد, اين اختلال پديده‌‏اي مادرزادي و كاملاً طبيعي است كه قابل تغيير نيست و تنها راه نجات بيماران تراجنسيتي از مشكلات ويران‌‏گر و طاقت‌‏فرسايشان, اين است كه جسم آن‌‏ها را با روح و مغزشان تطبيق داده و آنها را تحت عمل تغيير جنسيت قرار دهيم.

اما در مقابل، بسياري ديگر از متخصصان و كارشناسان اين نظر را قطعي نمي‌‏دانند و احتمال اين‌‏كه عوامل محيطي و خارجي در به وجود آمدن اختلال تراجنسيتي موثر باشند را رد نمي‌‏كنند.

به گزارش ايلنا, دكتر كاهاني، كه جديداً كتاب "اختلال هويت جنسي" را در مورد بيماري تراجنسيتي نوشته، معتقد است؛ منشاء اصلي اين پديده دقيقاً مشخص نيست و به طور قاطع نمي‌‏توان گفت كه چه عواملي در به وجود آمدن آن دخالت دارند.

وي مي‌‏افزايد: عواملي همچون تاثير خانواده و دريافت‌‏هاي حسي فرد در سنين زير  5  سال، مي‌‏تواند از جمله عوامل بيروني به وجود آورنده اين اختلال به شمار آيد. به عنوان مثال والديني كه از جنسيت فرزندشان راضي نيستند و با سپردن نقش‌‏هاي جنس مخالف به فرزندشان به نوعي سعي در پر كردن اين خلاء دارند, مي‌‏توانند در او اختلالات هويت جنسي به وجود آورند.

به گفته كاهاني، در انسان‌‏هاي متعارف جامعه, جنس و هويت جنسي در راستاي يكديگر قرار دارند كه همين, هويتي يگانه را ايجاد مي‌‏كند؛ اما در صورتي كه اين دو مقوله در تقابل با يكديگر قرار گيرند, اين امر هويتي ناهمگن و متضاد را به وجود مي‌‏آورد.

وي، با تاكيد بر اينكه در حال حاضر تنها راه متعارف درمان اين بيماري, تغيير جنسيت از طريق عمل جراحي يا هورمون درماني است، مي‌‏گويد: كساني كه امكان اين كار برايشان وجود ندارد، چاره‌‏اي جز كنار آمدن با شرايط موجود و پذيرش وضعيت خود ندارند و ساير راه‌‏هاي پيشنهاد شده براي درمان اين بيماران, تاكنون راه به جايي نبرده است.

كاهاني در عين حال تاكيد مي‌‏كند: بايد در ارايه مجوزهاي عمل تغيير جنسيت دقت و حساسيت فراواني صورت گيرد؛ چرا كه بسياري از متقاضيان عمل در واقع تراجنسيتي نيستند و داشتن انحرافات جنسي و ساير اختلالات ديگر، آنان به سمت عمل سوق مي‌‏دهد.

وي مي‌‏افزايد‌‏: ويژگي بارز افراد تراجنسيتي اين است كه اين بيماران خواستار يك زندگي سالم و طبيعي هستند و براي دور شدن از اختلال هويت جنسي و اجتناب از يك زندگي نامتعارف و غيراخلاقي به عمل تغيير جنسيت روي مي‌‏آورند.

 

مرجع: وبلاگ آهوی خسته

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 17:14  توسط علیرضا | 

چرا به هيچكس نمي‌تونم بگم امشب چه شبيه؟! چرا نمي‌تونم بگم! چرا؟  خدايا خيلي سخته! من بايد چي كار كنم؟

امشب دارم میمیرم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 22:50  توسط علیرضا | 

اينقدر هيجان دارم كه نميدونم بايد به كدومش برسم هيجاناي خوب و بد چرا اتفاقات خوب و بد بايد باهم بيفتن؟

همش سر درد، طپش قلب، استرس انگار قراره سقوط كنم، (دارم منفجر مي‌شم) .

از يه طرف دارم پيش ميرم دارم به چيزايي مي‌رسم كه يه عمر همه هدف و آرزوم بوده اصلاً همه زندگيم بوده از طرف ديگه دارم همه روياهامو از دست مي‌دم همة اون چيزاييو كه برام حكم زندگي و مرگو داشتن، كاش يه نفر مي‌فهميد كه درد من چيه اما حتي اونم بي‌فايدست فقط خدا مي‌تونه درستش كنه كه اونم من ازش نخواستم چون نبايد بخوام نمي‌شه بخوام.

 

خيلي نگرانتم اما هيچ كاري از دستم بر نمياد، به اندازه كافي خرابكاري كردم ديگه بيشتر از اين جا ندارم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 22:9  توسط علیرضا | 
روزای سختی در راهه هم برای من هم برای تو، از دور نباید بهش نگاه کرد بذار وقتی  واردش شدیم میبینی چون مجبوریم  میتونیم از پسش بر بیایم پس نگران هیچی نباش.

این قانون زندگیه آدما مجبورن از عهده مشکلاتشون بر بیان و به جایی برسن که شاید اونقدر بتونن حلشون کنن که از زندگیشون لذت ببرن منو تو هم چاره دیکه ای نداریم پس باید واردش بشیم میدونم که خدا اونقدر حواسش بهمون هست، اونقدر دوسمون داره که کمکمون می کنه.

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 18:4  توسط علیرضا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من علیرضام! علیرضای آینده!
علیرضایی که تو زندگیش قراره هر دو نوع بودنو تجربه کنه، علیرضایی که ثابت میکنه انسان بودن به روح آدم بستگی داره نه به جسمش، علیرضایی که یه نشونست برای ثابت کردن قدرت فوق العاده ای که خدا به انسان داده علیرضایی که ...

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1386
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
پیوندها
آرمان (TS)
شیوا (TS)
پریناز (TS)
هما (TS)
کسری (TS)
سوسن (TS)
علی (TS)
امیر (TS)
مانی (TS)
دلارام (TS)
امیر علی (TS)
آخرین حرف (TS)
وبلاگ دکتر اوحدی
سپيده
Dr. Harold Reed, Miami Florida
FTM Boy
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM