![]() |
![]() |
|
| آرزويي در سر نميشكفد مگر آنكه توان برآوردنش نيز به تو ارزاني شده باشد، آرزومند را اما كوششها بايد! |
|
سلام امشب خيلي دلم واست تنگ شده، ديروز داشتم با دقت عكساتو نگاه ميكردم يه عكس داريم كه با هميم و من اون عکسو خیلی دوست دارم اون موقع شايد فقط 4 سالمه، يه وقتايي خيلي لازمت دارم خيلي زياد...
اما حيف كه تو خيلي وقته نيستي!
شايد اگه رفتنت دست خودت بود بازم الان دوست داشتي نباشي عين همه اونايي كه روزي هزار بار از خدا فقط مرگشونو ميخوان اما لااقل مطمئنم رفتنت خيلي ديرتر از اون روز بود اونوقت تا الان هم عكسات بيشتر بود هم خاطراتم هم اين افسوسايي كه ميخورم و هر دفعه كه بهش فكر ميكنم نميفهمم دليل اصليش شايد فقط نبودن توست! ميخوام ازت اجازه بگيرم اما نميدونم چطوري! با اينكه خودخواهيه اما دلم ميخواست باشي تا اوني كه الان داره زجر ميكشه و داغون ميشه و ميدونم آخر سرم همين كار دستش ميده لااقل فقط تنها نبود، كاش ميتونستم كمكش كنم اما ميدونم كه نميتونم! خيلي بهت احتياج دارم اما تو كه نيستي اين نياز اينقدر زياد به سراغم اومده اينقدر حسرت وجودتو خوردم كه نميتونم بشمرمش اما اينو خوب ميدونم كه هيچوقت هيچ جا و با هيچ كس نتونستم نيازمو برطرف كنم و جاي خاليتو حس نكنم، نبودن تو درسته كه خیلی محكمم كرده اما بيشتر از اون، ضعيفم كرده، يه ضعف دروني كه فقط خودم ميبينمش. الان ديگه بزرگ شدم حسرت كشيدن، تو اين روزا، با روزاي بچگيم خيلي فرق ميكنه اون موقع سختتر بود خيلي وحشتناك بود خيلي عذابم ميداد اما الان ديگه بيشتر دلتنگيه يه دلتنگياي كه نميدونم تا كي ادامه داره، اما امشب خيلي دلم واست تنگ شده.......................... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 2:35 توسط علیرضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من علیرضام! علیرضای آینده!
علیرضایی که تو زندگیش قراره هر دو نوع بودنو تجربه کنه، علیرضایی که ثابت میکنه انسان بودن به روح آدم بستگی داره نه به جسمش، علیرضایی که یه نشونست برای ثابت کردن قدرت فوق العاده ای که خدا به انسان داده علیرضایی که ... |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
|
RSS
|